ميبينی اين يووه با ما چی کار ميکنه؟   

.آروم نشستم و دارم بازي يوونتوس - منچستر رو نگاه ميكنم
خونه مهمون داريم و من با عذاب خاصي مشغول به تماشاي
بازي هستم.آخه من تعصب خاصي به يووه دارم حتي از تيم
ملي و پرسپوليس هم بيشتر.اوايل بازيه كه توپ به اوت ميره
و داور در كمال تعجب كرنر اعلام ميكنه. عصباني و ناراحت
شروع ميكنم به غرغر كردن. در همين حين كرنر رو ميزنن و
توپ ميره تو در وازه.يعني از همون موقعيتي كه داور تقديم
منچستر كرد اونا هم گل زدند.ديگه منفجر شدم.شروع كردم به
.داد بيداد و بدبيراه گفتن به كيم نيلسن كه داور بازي بود
.خيلي به هم ريختم
رو هر موقعيتي كه نصيب يووه ميشد. نيم متر بالا ميپريدم و
محكم خودمو ميكوبيدم پايين. نميدونم اين طبقه پاييني چقدر
به من فحش داد.اگه هم كه نداده باشه كه معرفتش رو به رخ
ما كشيده.هم چنان من حرص ميخورم و منچستر در حال له
.شدن زير حملات يووه هست
حالا دقيقه 90 بازيه و يووه دومين گل رو هم خورده .محضون
.و دلسرد به تلويزيون نگاه ميكنم
ندود دو سه تا منچستري رو داره اسكول ميكنه. يكباره دور ميزنه
!و توپ رو ميكنه تو اونجايي كه بارتز مثلا محافظشه. گللللللللللللل
يه چيز تو همين تيريپا من فرياد كشيدم و شروع كردم به بالا و پايين
پريدن و هورا كشيدن.مشغول عربده زدن بودم كه از فرياد بابام شير
.فهم شدم كه بايد خفه بشم و ملاحضه اهل خونه و همسايه ها رو بكنم
حالا اينكه خوبه ديشب ساعت 3 بود، داشتم بازيهبارسا ـ اينتر رو
ميديدم كه اين پسره خدا نشناس كلايورت گل زد و من از خوشحالي
چنان فريادي سر دادم كه محمد اصفهاني هم نميتونه اينجوري سر بده
و بعد از لحظاتي صداي زنگ خونمون به هوا برخاست و اين بدان
معني بود كه : اي واي.. گاوم زائيد.ازسوراخ در يه نگاه كردم ديدم
بله آقاي شمس الدوله لطف كردن از طبقه پايين اومدن بالا تا احتمالاٌ‎‎‏‏‎‏
.حال منو بپرسن
.بقيش رو خودتون حدس بزنيد
لینک
دوشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۱ - آرتا شهسوار حقیقی