داستان آن عينک دودی   



برداشت اول

گوشه خيابون واستادم و منتظر ماشينم. ناگهان بوي خوش
كنزو مشامم رو نوازش ميده. نا خداگاه بر ميگردم به سمت
بو. دختري خوش اندام با مانتو و شلوار مشكي و روسري آبي
كنارم واستاده. تازه خيلي هم خوشگله! لبهاي گوشتي، بيني
.تراشيده وسر بالا، ابروهاي نازك مشكي و پوست گندمي
يك عينك دودي رو چشماش گذاشته كه شيطنت منو
:بر مي انگيزه . روبه صورتش ميكنم و با حالت ترحم ميگم
.آخه ،چقدر خوشگله، فقط حيف كه كوره
روبه من ميكنه و جواب ميده:آدم دلش كور نباشه،حالا چشم
زياد مهم نيست. بعد دست ميكنه تو كيفش وعصاي مخصوص
نابينا ها رو در مياره. دونه دونه بند هايه عصا رو باز ميكنه
و به سمت ديگر خيابون ميره.يك ربع تمام مثل چوب خشكم
.زده و نميتونم تكون بخورم



برداشت دوم

گوشه خيابون واستادم و منتظر ماشينم. ناگهان بوي خوش
كنزو مشامم رو نوازش ميده. نا خداگاه بر ميگردم به سمت
بو. دختري خوش اندام با مانتو و شلوار مشكي و روسري آبي
كنارم واستاده. تازه خيلي هم خوشگله! لبهاي گوشتي، بيني
.تراشيده وسر بالا، ابروهاي نازك مشكي و پوست گندمي
يك عينك دودي رو چشماش گذاشته كه شيطنت منو
:بر مي انگيزه . روبه صورتش ميكنم و با حالت ترحم ميگم
.آخه ،چقدر خوشگله، فقط حيف كه كوره
فوري بر ميگرده عينكش رو بر ميداره و در حالي كه نوك
زبوني هم حرف ميزنه، ميگه:من كه كول نيلشتم. فقط لكم
چلشمام شپه(من كه كور نيستم. فقط يكم چشمام چپه). يه نگاه
به چشاي چپ و چولش ميكنم.يه ماشين جلو پام ترمز ميكنه
:راننده داد ميزنه آقا كجا ميري؟ فوري ميپرم تو ماشين ميگم
.هر جا كه شما ميري




برداشت سوم

گوشه خيابون واستادم و منتظر ماشينم. ناگهان بوي خوش
كنزو مشامم رو نوازش ميده. نا خداگاه بر ميگردم به سمت
بو. دختري خوش اندام با مانتو و شلوار مشكي و روسري آبي
كنارم واستاده. تازه خيلي هم خوشگله! لبهاي گوشتي، بيني
.تراشيده وسر بالا، ابروهاي نازك مشكي و پوست گندمي
يك عينك دودي رو چشماش گذاشته كه شيطنت منو
:بر مي انگيزه . روبه صورتش ميكنم و با حالت ترحم ميگم
.آخه ،چقدر خوشگله، فقط حيف كه كوره
آروم روبه من ميشه. عينكش رو برميداره و با لبخند مليحي
.ميگه: شما كوريد كه چشماي به اين قشنگي رو نميبينيد
كفم بريده. خودم و جمع و جور ميكنم . با حالتي سرشار از
تنبه و ندامت ميگم : حق با شماست.اونهم در كمال فروتني
جواب ميده:شوخي كردم
.ماشين جلومون واميستده. اول اون ميشينه،من هم ميشينم كنارش
(آقايه راننده لطفا تشريف ببريد رستوران نايب)





لینک
پنجشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۱ - آرتا شهسوار حقیقی