بعضی وقتها چرا الکی میخندی!   

چند وقته که با دیدنه بعضی آدما میخندم.

نه اینکه بزنم زیره خنده.. نه.

یه نیش خند کوچولو.اونایی رو میگم که یکم پیرن.البته بیشتر از یکم. همش میخوام وقتی میبینمشون حواسم رو پرت کنم اما ناخداگاه یاد اون جملهء بی همتا میافتم.همون جمله که اریک امانوئل اشمیت تو داستان موسیو ابراهیم و گلهای قرآن میگه .

"موسیو ابراهیم همیشه خدا پیر بود"

راستش تو این چند سال کمتر کسی رو دیدم که پیر شده باشه.بیشتر تو چشم هام خوده پیرا هستن که رنگه پیریشون پر رنگ تر و غلیظ میشه. 

لینک
پنجشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٧ - محمدرضا حقیقی

   بازم تو یوونتوس!   

 

 

تنها چیزی که منو میتونست بکشه اینجا این یووه بود که امشب تونست رئال رو ببره.

ذوقالمرگ شدم از گل الکس.تو این چند ساله همیشه رئال زمین گیر بوده در برابره یووه.

بسه دیگه خسته شدم.

لینک
چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٧ - محمدرضا حقیقی