سكوت بهترين اعتراض   

.فقط يه شعاره . همين و همين
اي بابا.....اين حرفها چيه از خودتون ميسازين.اين دري وريها چيه كه
ميگيد. در عمل هم واقا اينطوري هست؟! نه عزيز دل من ...تو سكوت
كن ببين چه طوري هي ميكوبند تو سرت. فكر ميكنن كه پخمه اي
يا ميگن نميفهمه. خيلي هم عزت سرت بزارن يا ميگن بي زبونه يا
.اينكه تو رو هم فكر خودشون قلمداد ميكنند
بعد از يه مدتي هم اگه بخواهي حرفي بزني و اعتراض كني ميگن كه
مي خواستي همون اول بگي . حالا كه كار از كار گذشته و راه افتاديم
...ميخواهي ترمز دستي بكشي و
داد بزن..عربده بكش..اعتراض كن.. اين بهترين روشه .اما با برنامه اي
از روي عقل.نميتوني همينطوري بيگدار به آب بزني. يه موقع ديدي
يه موج گنده اومد و تو رو برد اون وسط وسطها. هرچقدر هم كه شناگر
.باشي اما آخرش غذاي ماهي ها ميشي......آره عزيزم
تو اين دوره و زمونه هم موج گنده زياد هست هم ماهيه گشنه
:گفتار اوليه فيلم جي اف كي ساخته اوليور استون هم همين رو ميگه
گناه سكوت كردن هنگامي كه بايد اعتراض كرد . انسان را تبديل ))
((به موجود بزدلي ميكند

...تابعد
لینک
سه‌شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۱ - محمدرضا حقیقی

   ...ام نايت شايامالان ، ترس، نشانه ها و   

.هر فيلم ترسناك و دلهره آوري كه ميبينيم، مدتي ما رو تحت تاثير قرار ميدهد
.حالا اون مدت اثر گذاريش بسته به نوع فيلم ونوع ترسش متغيرهست
فيلمهايي از قبيل جيغ ، ميدانم تابستان گذشته چه كار كرديد و از اين قبيل فيلمها
كه بر اساس دلهره آني پايه گذاري ميشوند (اسلشر)، حس ترس و تلقين وحشت
را در زمان تماشاي فيلم همراه خودشون دارند و بعد از اتمام فيلم ديگه نميشود
.از اونها ترسيد
اما يكسري از فيلمها مثل جن گير، طالع نحس و ديگران با استفاده از قدرت هاي
ماوراءالطبيعه هميشه ترس را همراه خودشون دارند و يادآوري اتفاقات آن هم
.زماني كه بدونيم ممكن هست براي ما هم اتفاق بيفتد خيلي مايه آرامش نيست
يكي از فيلمهايي كه ميخواهد قدرت ماوراءالطبيعه روابه ما نشان بده آخرين
.است(signs)اثر (ام نايت شايامالان) فيلم نشانه ها
در نشانه ها ابتدا با خانواده اي كوچك آشنا ميشويم كه در يكي از مزارع پنسيلوانيا
زندگي ميكنند و در يك صبح هنگاميكه متوجه ميشوند ، علامتهاي عجيب و به شكلهاي
منظم و در اندازه هاي وسيع در وسط مزارعشون بوجود آمده،مسير زندگيشون
.عوض ميشود
شايامالان يك هندي الاصل هست. هرچند كه در هند زندگي نكرده و تمام مدت
زندگيش رو در آمريكا گذرونده ولي اون حس مرموز و عجيب رواكه متعلق به
سرزمين پدريش هست همراه خودش دارد.اين هندي خوش فكر در نشانه ها سعي
نميكند با نشان دادن قيافه هاي عجيب و غريب تماشاگر را بترسونه بلكه ترس را
از روي غريضه و اون حس دروني ما ،كه روزي سيارمون به دست بيگانگان بيافته و
.توسط فضايي ها تصاحب بشه، بوجود ميارد
ترس (نشانه ها) ترس زياد ماندگاري نيست.اين روزها كمتر كسي هست كه بخواهد از
وآدمهاي فضايي بترسد چون تا حالا سند محكمي براي اثباتشون پيدا نشده. اماUFO
شايامالان سعي ميكند كه تمام اين نشانه ها را از گوشه و كنار جهان(همونطور كه تو فيلم
ميبينيم)مثل هند، آمريكا ، مكزيك و برزيل جمع كند و با يك پيشگويي نوستر آداموسي
همه اين وقايع را كه به گونه اي نيز واقعي هستـند بـه هــم ربـط بدهد و سـرانجام
حمله فضايي ها رو ماحصل اين اتفاقات قرار بدهد.تمام اسناد و مدارك كه در فيلم نشان
داده ميشوند(بغير از تصوير جشن تولد) تصاويري هستند كه واقعييتشون تاييد شده
.و اين قسمت از ماجرا براي ما ترسناك هست
شايامالان "ن حس رمانتيك گونه هندي را در فيلم همراه خودش دارد و در سكانس
شام آخر شاهد يكي از همان حس ها هستيم.گراهام (مل گيبسون) از اينكه تا كنون
دعا ميخوانده احساس پشيماني و انزجار ميكند. گراهامي كه در تمام طول فيلم با نام
پدر روحاني مورد خطاب قرار ميگرفت و تنها در اواخر فيلم، يك بار هنگام فلاش بك مرگ
همسرش و يكبار توسط برادرش مرل(جاكوئين فونيكس) به اسم خودش ـگراهام ـ صدا
زده ميشود. و اين نشان دهنده اين هست كه احساسات تا چه چقدر در تفكرات شايامالان
.جا دارد، كه حتي يك پدر روحاني را بعد از مرگ همسرش تبديل به يك كافر ميكند
ام نايت شايامالان در فيلم نقش (ري) را بازي ميكند.ري كسي هست كه در يك حادثه
رانندگي باعث مرگ همسر گراهام و از دست دادن ايمان گراهام به خدا شده. كاراكتر
ري زياد جلوي دوربين نيست ولي حضور اندكش مسير فيلم را در بخشي براي بيننده
.مشخص ميكند
اما آنچه كه بيشتر براي من جالب بود، خشونت گريزي و نشان دادن خشونت گريزي
.شايامالان در جاي جاي فيلم بود
همانطور كه در فيلم ميبينيم خانواده گراهام براي مقابله با بيگانگان به هيچ وجه به زور
متوسل نميشوند بغير از جايي كه جان مورفي فرزند گراهام در خطر است، كه باز هم
تنها وسيله تهاجمي چوب بيسبال است و نه اسلحه.در جايي هم كه گراهام با چاقو آشپــزخانه
انگشتان يكي از موجودات را قطع ميكند ، متوجه ميشويم كه اين اتفاق غير عمد بود.همينطور
بعد از فرار مهاجمين از كره زمين مجري خبري تلويزيون اعلام ميكند كه مردم خاور ميانه
با روش هاي خاص بيگانگان رو فراري دادن و در انتها شـايامالان آب رو به عنوان نابود كننده
فضايي ها نشان ميدهد و ما اين را خوب ميدونيم كه آب در فرهنگ شرقي ها مــظهر پاكي
است.و تمام اينها حرفهاي صلح طلبانه ام نايت شايامالان است كه با استفاده از اين نوع خاص
.نمايش، سعي در به جلوه كشيدنش دارد

...تا بعد







لینک
جمعه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۱ - محمدرضا حقیقی

   راهــــــي بسوي تباهـــــــي   

.بالاخره بعد از مدتي موفق به ديدن يك فيــلم خوب شـدم
راهي بسوي تباهي به كارگرداني سام مندس و بازي
تام هنكس،جود لاو، پل نيومن و جنيفرجيسون لي از اون
.دسته فيلمهايي است كه ميتونه اسكار امسال رو بگيره
بعد از (زيــباي آمريــكايــي) كمتر كسي تصـور ميكرد كه
.سام مندس بياد و چنين فيلمي بسازه
راهي بسوي تباهي) داراي انرژي زيادي است و خط مشي)
كلي اين اثر نشان از قدرت عوامل سازنده است.تنها اشكال
اصلي در 20 دقيقه نخستين است كه اين قسمت را ميتونيم
فصل آشنائي فيلم بناميم. 20 دقيقه اي كه مندس به معرفي
شخصيت ها مي پردازد. اين سكانسها آن جذابيت را ندارد
تا تماشاگر را با خود همراه كند. اما بقيه فيلم چنان جذابيتي
دارد كه دل كندن از تماشاي حتي يك پلان نيز براي من
.محال بود
حضور تام هنكس در اين فيلم بسيار درخشان است.هنكس
نقش (مايكل ساليوان) ، يك آدمكش حرفه اي را دارد كه
تحت رياست جان روني(پل نيومن) يك باند مافيايي را
هدايت ميكنند. حس بازي تام هنكس بسيار شبيه به نقش
جان ميلر در (نجات سرباز رايان) است.حتي در يكي از
سكانسهاي پاياني دقيقا همان جان ميلر ميشود و همچون
...او تير ميخورد و
فرزند مايكل ساليوان براي دانستن شغل پدر بسيار كنجكاو
ميشود و در يكي از همين كنجكاوي ها ،پي به آدمكش بودن
...پدرش ميبرد و اين باعث ميشود كه
از نكات مثبتي كه خيلي چشم و گوش من رو نوازش داد
موسيقي ابتدائي فيلم همراه با تصاوير زيبا كه همانند كارت
پستال ،بسيار خاطره انگيز و با قدرت است،بود.همچنين
ديالوگ هاي فيلم بسيار ساده و جذاب هستند و از هرگونه
غلو در ديالوگ ها پرهيز شده و اين باعث ميشود ، تماشاگر
.راحت تر با فيلم ارتباط برقرار كند
فيلمبرداري (كونراد حال) از ديگر عوامل زيبايي فيلم است
كه بنظر مي آيد خلق ميزانسنها نيز دراثر همين فيلمبرداري
باشد.ميزانسن هايي كه چندان با ذهن تماشاگر غريبه نيست
.و تشابه زيادي با (محرمانه لس آنجلس) دارد
.اميدوارم شما هم فيلم را ببينيد و لذت ببريد

...تا بعد

لینک
دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸۱ - محمدرضا حقیقی

   آينده   

يه جورائي سلام
تا حالا به اين نكته توجه كردين كه ما هرچه
جلو ميريم ، به جاي اين كه به مسيري كه رد
كرديم اضافه بشه، به مسير جلو رومون اضافه
!ميشه ؟
واقعا چرا؟
شايد به خاطر اين باشه كه ، به جاي اينــكـــه
حواسمون به مسير باشه ، به اينه كه زودتـــــــر
راه رو سپري كنيم و به آخر برسيم و بيشتر
اوقات سعي ميكنيم مســير طي شــده رو مدام
.براي خودمون ياد آوري كنيم
هر چند كه تو اين كــار نكته منفي اي نيست
اما بهتره به جاي ايـــــنكه گذشته رو حلاجي
كنيم ،آينده رو نگاه كـــنيم و ببينيم كه براي
مسير آينده چه لازم و ملـــزومي نياز داريم و
خوب فكر كنيم تا همونطور كه كمي و كاستي
نداريم ، چيز اضــــافه اي رو هــم بـا خودمـون
نياريم تا تو راه آيـــنده به جــاي اينكه مفيـد
باشه و كمكمون كنه ، برعكس جلوي دست و
پامون رو بگيره و مانع به سلامت و به مــــوقع
.رسيدن ما به آينده بشه



...تابعد

لینک
یکشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۱ - محمدرضا حقیقی

   ايام   

هر سياهي كه در پس ايام گم شد، گم شد
باز هم از نگاهي بايد گذشت.شايد ديگر نگاهي نباشد
شايد ديگر تقدير چنين خواست و نگاه را از روي تو باز ستاند
در هر ظهر ناغريب باز هم آشنائي نگاهي به من فكند
كه از پس نگاهش هزار بار جلوه گر رنج و فلاكت شدم
ديگر از حسادت نفس ميكشم
كه ميخواهم صد سال آزگار چنين نكشم
كه هر بدي و فلاكت را بپسندي و لب به لب ساكت و آرام باشي
تا نكند كه بد قافيه شوي و ديگران را برنجاني
كه هر چه كردم بد بود
بد بود از منظر عقل كه هيچ تفاهمي با دل ندارد
از پس غرورم بر آمدم
جواب دل را چه دهم؟

...تابعد

لینک
یکشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۱ - محمدرضا حقیقی